The Blue Castle

Solitude... My coffin nail, to you I hail

یک اسکناس پنجاه تومانی

با یک اسکناس پنجاه تومانی چه می‌توان کرد؟
 

می‌توانید با آن ویفر رنگارنگ بخرید و کام خورد را شیرین کنید.

می‌توانید آن را روی چشمانتان بگذارید و چیز دیگری جز آن نبینید.

می‌توانید آن را دور قلبتان ببیچید و به چیز دیگری جز آن علاقه‌مند نشوید.

می‌توانید با آن دلمه درست کنید.

می‌توانید آن را به یک خرگوش بدهید تا با آن هویج بخرد.

می‌توانید آن را آتش بزنید تا یک پروانه گرم شود.

می‌توانید آن را به درختی بدهید که زیر سایه‌اش می‌نشینید، تا کمتر محتاج شهرداری باشد.

می‌توانید آن را در جورابتان قایم کنید تا قدر هوای آزاد را بداند.

می‌توانید آن را لای کتابی در کتابفروشی بگذارید تا یابنده‌اش ذوق کند.

می‌توانید بعد از اجابت مزاج ماتحت مبارک را با آن تمیز فرمایید.

می‌توانید اشک کودکی بی‌کس را با آن پاک کنید، انقدر که اسکناس از ریخت بیفتد و معلوم شود چیرگی اشک بر ارز.

می‌توانید روی آن یک بره نقاشی کنید.

می‌توانید لای آن شیرینی بگذارید و عیدی بدهید.

می‌توانید آن را پرت کنید در آسمان.

و ببین، دور نشد...

ابزار جستجو در وبلاگ بلاگیکس