Gintama
میرسیم به معرفی یکی از انیمههای مورد علاقهام. عرضم به حضور مبارکتان که... خب اول از همه کمدی است غالباً. آن هم از نوع پارودی. یعنی حتی اوباما را هم تویش به سخره گرفته بودند، حالا بازیگران ژاپنی، تهیه کنندگان انیمه، کارگردان، صداپیشگان، نویسنده و اصلا خود انیمه که جای خود دارد. کلاً در گینتاما همه چیز به سخره گرفته میشود، اما نه در حد یک کمدی بزرگسال که سیاستها را هم به سخره بگیرد. در حد یک اثر مناسب نوجوانان باقی میماند. البته ترجیحاً نوجوانان بزرگتر، چون شوخیهای مثبت هژده هم دارد که جا دارد بگویم همان هم از آن مدلهای سخیف نمیباشد و بیشتر در راستای مسخرهکردن همهچیز است. مثلاً شخصیت نینجای خبرهای که مجلات کمیک نوجوانان را میخواند و بواسیر دارد. بههرحال نمیشود با بواسیرش شوخی نکرد که. اصلا خود اسم انیمه خودش یکی از این شوخیهاست. گین یعنی نقره و تاما یعنی تخم. البته تاما میتواند کوتاهشده لغت تاماشی به معنای روح نیز باشد. شخصیت اصلی هم نامش گینتوکی است و موهای نقرهای دارد. یک سامورایی بیخیال اما بااخلاق که عاشق شیرینی است و البته با گذشتهی تاریکترش بعداً آشنا خواهیم شد.
البته نه که همهچیزش هم کمدی باشد، اکشن هم دارد و آرکهای جدی. جدا از شخصیتهایش، بالانسش بین کمدی و شوخی باعث شده حتی جای بیشتری در قلبم باز کند. چون اینطوری بیشتر شبیه زندگی است. داستانی که همهاش کمدی یا همهاش جدی است تا حد قابل توجهی تکراری میشود. البته در گینتاما مانند اکثر آثار شونن، نهایتا با نیروی عشق و دوپستی دشمن را شکست میدهند، اما خب.
موجودات فضایی مختلفی هم در زمین حضور دارند و این جای خلاقیت زیادی را به نویسنده داده که موجودات مختلف و عجیبی را خلق کند. به لحاظ خط زمانی تاریخی پیشرفت بشر هم نمیباشد. مثلا لباسهای سنتی ژاپنی میپوشند و شمشیر میکشند ولی موبایل دارند و سوار موتور و سفینه فضایی میشوند. البته به طرز عجیبی به این تناقض توجه نکرده بودم هنگام تماشا و وقتی دیدم در یکی از معرفیهایش یکی اینطور نوشته، تازه فهمیدم. یعنی وقتی داشتم میدیدم خیلی هم بهنظرم طبیعی میآمد. ولی بیایید روراست باشیم، چرا طبیعی نباشد؟
حقیقتاً شخصیتهایش برای یک کمدی خیلی خوب بودند، آرکهای جدی حتی به همان شخصیتهای مسخره عمق بیشتری میداد و خلاصه همگی خیلی توی دلم جا شدند.
دوست دارم وقتی بزرگ شدم کاتسورا بشوم.