اختلال شخصیت اجتنابی
اگر در جریان مطالب قبلی نبودهاید، به این پست مراجعه کنید که مقدمه کار است و مطالب نیز به هم مرتبطاند.
اجتنابیها هم مانند وابستهها اضطراب زیاد و اعتماد به نفس کم دارند. اما تفاوت اجتنابیها این است که صمیمیت و وابستگی زیاد آنها را میترساند. محتمل است که در کودکی از یکی از والدین خود که با او صمیمی بودهاند آسیبی دیده و حالا نمیگذارند کسی زیاد به آنها نزدیک شود یا کمکشان کند. (برعکس وابسته)
مکانیزم دفاعیشان کنارهگیری و اجتناب از مشکلات است. در کنار این ممکن است SAD (اضطراب اجتماعی) نیز داشته باشند. مثلاً نمیتواند برود سوپری سر کوچه چیزی بخرد. هرجا مشکلی پیش میآید فاصله میگیرند و اجتناب میکنند چون مضطرب میشوند. و نمیتوانند بایستند و آن را حل کنند چون اعتماد به نفس و عزت نفس پایینی دارند. وقتی هم که مسائل روی هم انباشته میشوند، باز اضطراب میگیرند. از آن دسته افرادند که معتقدند زمان همهچیز را حل میکند.
در تعاملات اجتماعی دست و پاچلفتی و گوشهگیرند چون مضطرب میشوند و تفاوت اصلی آنها با اسکیزوئیدها این است که آنها با تنهابودنشان اوکی نیستند. هی نزدیک میشوند و هی دور میشوند. هی هم از قضاوت دیگران میترسند و در آنها شرم و خجالت وجود دارد. میتوانند در کار خود هم همینطور باشند. مثلاً کاری را شروع کنند و بعد همان موقع که میبینند دارند از آن لذت میبرند یا کار دارد به نتیجه میرسد، رهایش میکنند.
شخصیتهای اجتنابی سرشار از «نکنه...»ها هستند.
اجتنابیها هم با شخصیتهای کلاستر B بهتر مچ میشوند.
از قضاوت دیگران خیلی میترسند و در اتعامل با افراد مدام در این اندیشهاند که طرف مقابلشان درمورد آنها چه فکر میکند و نظرشان درباره او چیست. معمولاً در اجتماع Awkward هستند و همان اتفاقی که ازش میترسند برایشان رخ میدهد؛ که یعنی قضاوتشدن رفتارشان. معمولاً چون موفقیت کاری و تحصیلی نیازمند عرض اندام است، اجتنابیها در این زمینه موفق عمل نمیکنند.
مثال: نیما افشار در سریال ساختمان پزشکان (در خانواده هی میزنند توی سرش و او باز هم ازشان بهطور کامل دل نمیکند.)