اختلال شخصیت اسکیزوئید
یک استاد تاریخ و مکاتب داشتیم که بسیار بنفش بود. چند جلسه اول که گذشته بود گفت اگر موافق باشید آخر کلاس یک سری مطالب بهتان بگویم که بهدردتان بخورد. ماهم که از خدایمان بود گفتیم باشد. برای ما اختلالات شخصیت کلاسترها را توضیح میداد. تقریباً جلسهای یکی یا دوتا. نمیدانم این را جایی خوانده بود یا که زعم خودش بود، اما این ده اختلال را تیپ شخصیتی نیز میدانست. میگفت همهی ما به حداقل یکی از این حالتها متمایل است شخصیتمان. محورگونه و مانند دوز یک ماده. مثلا اگر دوز آن خصایص بالا برود و در زندگی خودمان یا بقیه ایجاد مشکل کند، میتوان گفت بهسوی اختلالیبودن رفته. اما در حالت دیفالت تیپاند اینها. گفت اینها را اگر بدانید شاید به ارتباط برقرارکردنتان با بقیه کمک کند یا خودتان را بهتر بشناسید و از این داستانها. من هم چون در کلاسها نقش کاتب دربار را داشته و هرچه بگویند را مکتوب مینمایم، اکنون مایل به انتشار این مکتوبات شدهام. ممکن است در منابع دیگر چیزهایی مضافتر بر این موجود باشد، کیفیتش بیشتر باشد، یا اصلا جایی از این حرفها غلط باشد. اینها صرفا معلومات یک استاد بنفش است. همچنین، لوسبازی و «عرَه من اینم و عَره من اونم» و برچسبزدن به خودتان یا دیگران نیز موقوف! انسان پیچیده است. من خودم هم هنوز تکلیف خودم را نمیدانم.
اول از همه دستهبندی اختلالات را توضیح بدهم. ده تا اختلال هستند که به سه دسته یا کلاستر تقسیم شدهاند:
| کلاستر A | کلاستر B | کلاستر C |
| اسکیزوئید | مرزی | وابسته |
| اسکیزوتایپال | نمایشی | اجتنابی |
| پارانوئید | خودشیفته | وسواسی-جبری |
| ضد اجتماعی |
حالا شاید برایتان سوال شده باشد که هر دسته چه ویژگیهای مشترکی دارند.
A: عامدانه دورشان خلوت است و تنها هستند.
B: نسبت به بقیه، برای دیگران بیشتر مشکل ایجاد میکنند و به نوعی برونگراتر اند، نه صرفا به لحاظ اجتماعی بلکه حتی بهلحاظ احساسی.
C: تنها گناهشان این است که از اضطراب رنج میبرند. میتوان گفت اکثریت جامعه در این دسته قرار میگیرند.
حالا که مقدمات را گفتیم و سنگهایمان را واکندیم، برویم از اولین تیپ کلاستر A شروع کنیم. بنده عیناً هرآنچه یادداشت کرده بودم را میانگارم صرفاً.
افراد اسکیزوئید، افرادی درونگرا هستند که به طور کلی تنهایی را ترجیح میدهند، اما اینطور هم نیست که نتوانند موقعیتهای اجتماعی را مدیریت کنند یا مایل به فرار باشند. این افراد، طیف وسیعی از احساسات را تجربه نمیکنند و شادی و غمشان در سطح شدیدی نیست، در نتیجه مشکلات زندگی آنها را از پا در نمیآورد. مثلا نمیآیند در مراسم ختم عزیزتان غربتیبازی درآورند. نه که ناراحت نباشند، صرفاً آنقدر احساسشان شدید نیست که از خود بیخود شوند یا شاید از شادی جلوی ملت قر ندهند؛ کلاً flat تشریف دارند و هیجانات زیادی از خود بروز نمیدهند.
ممکن است در طول بیست سال تنها یک دوست صمیمی داشته باشند فقط. اگر وارد روابط عاطفی شوند و ازدواج کنند -که خیلی هم اهلش نیستند- افراد وفاداری خواهند بود، چون همان یکی هم برایشان زیادی است، چه برسد به اینکه بروند دنبال یافتن یکی دیگر. ممکن است از بیرون فرد کسلکنندهای بنمایند. تیپ یکسانی دارند و معمولاً دنبال مدهای جدید نمیروند. آدمهاییاند گذشتهنگر، لذا ممکن است تاریخ را هم دوست داشته باشند. از آنجا که انتراعی نیز هستند، از ادبیات و ریاضیات و شطرنج هم خوششان میآید. ممکن است کلکسیونر هم باشند. نه در جهت فخرفروشی و به نمایش گذاشتن آن، بلکه از جهت علاقه شخصی و برای خودشان. ممکن است همیشه به یک رستوران بهخصوص بروند. (شما هم یاد شوپنهاور افتادید؟) با حیوانات و اشیاء نیز بیشتر ارتباط میگیرند و دلبستگی پیدا میکنند تا آدمها. حیوان موردعلاقهشان هم اغلب یا گربه است یا حیوانات عجیب و غریب. ماشینهای مدل قدیم هم مورد پسندشان بوده، بهلحاظ سلیقه موسیقی هم بیشتر در خط کلاسیک یا راک هستند. فیلم قدیمی و مستند را هم دوست داشته باشند شاید. از آیکیویی بالا و هوش هیجانیای پایین برخوردارند و میتوان آنها را بین هنرمندان، ریاضیدانان و فیلسوفها پیدا کرد. بین نویسندهها هم البته پیدا میشوند چون نویسنده بودن دوزی از این مدل شخصیتی را میطلبد.