اختلال شخصیت پارانوئید
دنبالهی این مقدمه.
شخصیت پارانویید، که به احتمال زیاد معرف حضورتان باشد، با دو تیپ دیگر کلاستر A در منزویبودن و درونگرایی اشتراک دارد. اما شکاکیت و سوءظن داشتن او نسبت به دیگران ویژگی خاصش است. از آن آدمها که فکر میکنند پشت هر حرف دیگران منظور خاصی وجود دارد و باید آن را رمزگشایی کنند. این گیر و گرفتاریها بهویژه گریبانگیر نزدیکانشان میشود. هرچه شدت اختلال بالاتر باشد، محدوده شکاکیت گستردهتر شده و نسبت به غریبهها نیز چنین احساساتی را پیدا میکنند. در حدی که مثلاً حتی به نحوه نگاهکردن غریبهها نیز حساس میشوند.
استاد بنفش بر این زعم بود که خانمهایی با اینها وارد رابطه میشوند توجه خاصی از این افراد دریافت میکنند که بعضاً آن را در ابتدا به معنی دوست داشته شدن از سمت آن آقا در برداشت میکنند. پرس و سوالها درمورد اینکه کجا بودهاند و با کیها بودهاند، توسط بعضی ممکن است همان غیرتداشتن یا توجه خاص تفسیر شود. در واقع پارانوییدها به واسطهی اینکه نمیتوانند به دیگران اعتماد کنند، روابطشان هی محدودتر و محدودتر میشود و بدین ترتیب منزوی میشوند.
مکانیزم دفاعی محبوبشان که خیلی از ان استفاده میکنند، فرافکنی است. مثلاً تکانههای جنسی که قابل کنترل نیستند، فرافکنی میشوند به همسرشان و فکر میکنند او دارد بهشان خیانت میکند. ذاتاً هم افراد خشنی هستند، در نتیجه همین را به دیگران فراکنی کرده، خیال میکنند دیگران میخواهند آسیبی بهشان بزنند. هیچوقت نخواهید توانست آنها را قانع کنید که گمانهایشان اشتباه است، چون نمیخواهند چنین چیزی را. حتی اگر به آنها لطف کنید هم گمان میکنند حتماً منظور خاصی پشت آن بوده. در کل، صعبالعلاجترین اختلال است و تقریبا امیدی به درمانشان نیست. خصوصاً اگر شدت شکاکیت بالا باشد. فقط الفرار، دِ هوار.