و هر روز راه خانه دورتر و دوتر میشود
Sanagi 1405/1/8 10:40
این یکی کتاب آقای فردریک بکمن را هم خواندم. درمورد بابابزرگ ریاضیدوستی است که گمانم با آلزایمر دست و پنجه نرم میکند.
این جملهی کتاب را مایلم آویزهی گوشم بنمایم:
کسی که برای زندگی شتاب داره، در واقع برای مرگ عجله میکنه.
نمیدانم از کِی مایل به شتابدادن به زیستن شدم. شتاب برای تند تند خواندن کتابها و گذاشتن انیمیشنها روی دور تند. شاید از زمانی که مرگ را برای نخستینبار طلبیدم. شاید هم از زمانی که مرگ را نزدیک دیدم.