The Blue Castle

Solitude... My coffin nail, to you I hail

Barn Yarn

این یکی از بازی‌های نوستالژی کودکی من است. سازنده مربوطه البته بازی دیگری داشت به‌نام Gardenscapes که تویش باغ عمارت آقای سیبیلوی دراز و تاسی به نام جو را با پول فروختن اشای خانه‌اش نونوار می‌نمودیم. در این میان داستان‌های کوچکی نیز اتفاق می‎‌افتاد که من آن موقع چون یک الف‌بچه بودم از حرف‌هایشان چیزی حالی‌ام نمی‌شد و در تخیلاتم یک داستانی می‌ساختم برایشان. این موردی که گفتم را پیدا نکردم برای دانلود. گمانم زیادی قدیمی باشد. اما Barn Yarn پیدا شد که اصل سیستمش همان است  و صرفاً لوکیشن به Barn مزرعه‌ی یک آقاهه به نام جو (مجدداً) تغییر یافته است که البته این بار در داستان تنها نیست و نوه‌ی تپلی و گیمرش هم می‌آید پیشش کمکش کند. (که کذب است و همه‌ی کارها را خودتان انجام خواهید داد.) 

از همین بازی‌هایی است که در محیطی شلوغ اشیایی که نامشان گفته می‌شود را پیدا می‌کنید. ولی خب در ازایش پول می‌گیرید و با آن barn تان را تغییر دکور می‌دهید. یعنی داستانی ندارد به آن صورت. مراحلش هم پنج دقیقه بیشتر معمولا طول نمی‌کشند اگر کند نباشید. شاید برایتان البته اینطور بازی‌ها خسته‌کننده باشند ولی از زمان طفولیتم برایم آرامش‌بخش بودند و حالا نوستالژی‌بودن هم بهشان اضافه شده. گویا برای اندرویدش هم آمده ولی گمان نکنم شباهتی به نسخه ویندوزش داشته باشد. به‌هرحال روی ویندوز چیز دیگری است.

ابزار جستجو در وبلاگ بلاگیکس