حکایتی واقعی از مردی که در مقعد دنیا متولد شده بود
Sanagi 1405/1/5 12:18
روزی مردی به گورستان رفت. بر سر گوری ایستاد و فاتحهای خواند. قرآنخوانی نیز در مجاورت او بود. پرسید: «براش قرآن بخونم؟»
مرد دستی به ریشش کشید و گفت: «بخون.»
قرآنخوان هم برای مردهی خدابیامرز قرآنی خواند.
تمام که شد، گفت: «حالا اجرتش رو بده.»
«اجرت چی؟»
«خودت گفتی قرآن بخون!»
«بله، مگه کافرم که بگم نخونی؟»
قرآنخوان کفری شد: «لا اله الالله! یا اجرتم رو بده یا مردهت رو لعنت میکنم!»
«اصلا درش بیار برین روش! مردهی من که نیست!»
و قرآنخوان دید حریف یارو نمیشود. بههرحال او در مقعد دنیا متولد شده بود.