The Blue Castle

Solitude... My coffin nail, to you I hail

سفسطه‌ی قانون پشیمانی

گمانم جایی نقل قولی شنیدم که می‌گفت آدم از کارهای نکرده‌اش بیشتر پشیمان می‌شود تا کارهای نکرده. به‌نظرم لفظ کلام نوعی سفسطه آمد، آن هم صرفا به هدف ترغیب افراد برای کنارگذاشتن ترس‌هایشان. اما جدای از مقصود، بیایید فهوای خود جمله را بررسی کنیم. مثالی می‌زنم، شما تصمیم می‌گیرید به جای موزیسین، درس بخوانید و مهندس شوید. سال‌ها بعد که یک پیر بوگندو شدید حسرت می‌‌خورید که چرا موزیسین نشدم؟ اما واقعیت این است که درست است که شما انتخاب کردید که موزیسین نشوید؛ اما این را هم انتخاب کردید که مهندس بشوید. در نتیجه اگر حالت برعکس رخ داده بود و شما موسیقی را انتخاب کرده بودید، (مسیر رفته) بعدا حسرت می‌خورید که چرا مهندس نشدم. اما در واقع شما انتخاب کرده بودید که موزیسین بشوید. در اصل، این ساختار جمله‌ی حسرت‌مند است که بیشتر تمایل دارد از افعال منفی نظیر نشدن، نکردن و غیره استفاده کند. اما حقیقت، خاکستری‌تر از این حرف‌های شعاری است. شما همیشه چند انتخاب دارید و یکی را از بین بقیه برمی‌گزینید. در نتیجه آن نقل قول مذبور بیشتر بازی با کلمات می‌نماید، بدون آنکه واقعا وارد ماهیت حسرت و پشیمانی بشود.

ابزار جستجو در وبلاگ بلاگیکس