هاگوارتز چگونه بنا شد؟
پرندهای پر میزد.
سپس جیز شد.
باران گرفت، خیس شد.
بیپدری آمد در قفسش نهاد و آب و نانش داد. خداوند پدرش را بیامرزد.
پرنده قوی شد و قفس را شکست. مانند تخمی که ز آغاز از آن سر برآورده بود.
سپس سوسماری از توی حلقش درآمد و گلوی سگ همسایه را درید.
گرازی تخم گذاشت.
اما گردنش نگرفت و تخم کپک زد.
آنگاه هاگهای تولیدشدهاش به خرسی چسبیدند.
خرس خارشش گرفت. زگیل داشت. پشت خود را به نزدیکترین درخت مالاند و خاراند خویش را.
سپس زیر آن درخت آلبالو محتویات مثانهاش را گم نمود و اشکریزان به سوی دامن مادرش شتافت.
هنوز در تأیین قلمرو نوب بود.
اما هاگها از تنش جدا شده و مثل جیمبو با باد پرواز میکردند.
هرکدام جایی تاریک، سرد و مرطوب یافتند و مشغول به رشد شدند.
مدتی بعد، گودریک از غار شیری سربرآورد.
هلنا از سوراخ گورکنی.
روونا از سولاخ دماغ زاغی.
و سالازار، از لانهی ماری.
و این چهار تن، هاگوارتز را بنا نهادند.
هرکی هم غیر از این بگه، دروغ گفته. ![]()