The Blue Castle

Solitude... My coffin nail, to you I hail

The fucking buzzing sound

اوایل کالیمبایم را بسیار دوست داشتم، اما اکنون دلم می‌خواهد آن را بشکنم. دقیقا از وقتی شروع شد که برای اولین بار کوکش کردم و بعد از مدتی نت دویش شروع کرد به صدای گزگز دادن. راهکارهای متعددی در یوتیوب پیشنهاد داده شده بود و رباتفسکی هم پیشنهاد داد اما هیچکدام افاقه نکردند. آقاهه‌ی فروشنده هم صدای ضبط شده اش را شنید گفت مشکلی نمیبیند ولی اگر اصرار دارم، حالا که گارانتی که دارد، مرجوعش کن بررسی کنیمش. ولی من دلم جا نبود بدهمش برود. جدا از آنکه حوصله پست کردنش را هم نداشتم. بعد تازه بعدش تحویلم بدهند بگویند چیزیش نبود که! به هرحال، اینکه دلم جا نبود گویا تعبیرش شروع جنگ و قطع شدن راه های ارتباطی و به هم ریختن سیستم‌ها بود. 

سعی می‌کنم با تمایلم در رابطه با خردکردن آن تیغه به مثابه دندانی که درد می‌کند مقابله کنم. می‌توانم هم به چنگ رومی‌ام برگردم که از این دردسرهای چرت و پرت ندارد، ولی گویا شوق موسیقی‌ام تا حدی بدخلق شده. با این‌حال گاهی سعی می‌کنم نت آهنگ‌هایی که می‌شنوم را با گوش پیدا کنم. اما خیلی وقت است آهنگ جدیدی را نیاموخته‌ام و این خوب نیست.

اینکه دیگران هم می‌گویند به نظرشان نت‌ها هیچ مشکلی ندارند، حتی کلافه‌ترم می‌کند. یا دادن راه‌حل‌هایی که صورت مسئله را پاک می‌کنند، مثل فروش آن یا غیره. گمانم اینطوری می‌شود که وقتی مشکلی برایم پیش می‌آید یا صرفا ناراحتم، ترجیح می‌دهم با کسی صحبت نکنم غیر از خودم. گیرم نتیجه‌اش گیرافتادن در پیچ‌ و خم یک گرداب تکراری باشد.

ابزار جستجو در وبلاگ بلاگیکس