Mouse
چهارسال پیش دوستم این سریال کرهای را به من معرفی کرد به این عنوان که شباهتهایی به انیمه Psycho-pass دارد. من هم دانلود کردم گذاشتم در صف. ولی چون دیدم هر اپیزود یک ساعت و اندی است، هی حوصلهام نمیشد ببینمش. منی که اپیزودهای چهل دقیقهای سریالهای معمولی را هم با آه و غر میبینم. والا نمیدانم سریالهای کرهای چرا انقدر الکی محتوا را کش میدهند. عملا میشد از این سریال دهتا سینمایی دو و نیم ساعته درآورد. مگر استاروارز است؟ نه که حاشیهرفتن هم داشته باشد، صرفا نمیدانم چه سحر و جادویی است که انیمهای بیست و اندی قسمته که هر اپیزودش بیست دقیقه و کل زمانش را جمع بزنیم به نصف این سریال هم نمیرسد، همانقدر جذاب و درگیرکننده است و جزییات دارد و احساسات آدم را به غلیان درمیآورد و حتی بعضا موفقتر هم هست در این زمینه.
علیایحال، دیدم اپیزودهایش انقدر طولانی است که ماتحت آدم ناسور میشود، زدم روی سرعت 2.5x و باز هم انقدر کند پیش میرفت که داشت خوابم میبرد. انقدر همهچیز را لفت دادند که سریال هنوز به نیمه نرسیده بود که تا تهش را حدس زدم و دیگر غافلگیریای نماند.
خیلی چیزهایش هم شبیه توی مانهواها بود. مثلا آدمکشیشان با ضربات متداوم صورت میگیرد. همهاش چپ و راست به هم زنگ میزنند. اصلا خود مانهواهایشان هم الکی الکی دراز است. تعداد چپترهای Tower of God را دیدم و قیدش را زدم. مانگاهای ژاپنی درحالت معمول ته تهش 400 چپتر دارند. (سوای موارد ماجراجوییگونه که اصلا کیفش به همین است که تمام شود)
خدا خیر سیاستشان را بدهد که بدنهای پارهپوره مقتولان را محو مینمودند تا من دلم به هم نریزد. حقیقتا وقتی داشتم هانیبال میدیدم کاملا در انزجار بهسر میبردم، هرچند که خیلیها اینطور فیلمها را برای اینجور صحنهها میبینند. مانند فیلمهای خاکبرسری ژاپنی که سیاستشان این است که اعضای بدن اصل کاری که ملت میخواهند ببیندشان را شطرنجی کنند. ولی با اینحال گاهی اوضاع خیط میشود، یاد پدری افتادم که دخترش را در یکی از این فیلمها دیده بود و پشمانش ریخت. بسیار فاکداپ.
خلاصه مانند مانهواهایشان که تهش با خودم میگویم حیف وقتی گذاشتم این را خواندم، این هم حیف وقتی که گذاشتم دیدم.
آها راستی چقدر همهچیزشان تمیز است توی فیلمبرداری. حتی در کشوهای آرشیوشان میشد آش ریخت و خورد!